تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه

روزهای بسیار حلق آویز شدن ، سنگسار شدن، زندانی شدن و بسیار بسیار ظلم ها بر رهگذران خیابون تاریکمون را میبینیم .روزهاست بر مجریان این ظلم لعنت فرستاده ایم . همانانی که رنگ پلیدی بر خیابونمون زدن ، همانانی که خیابونمون رو به کثیف ترین آشغالدونی تاریخ بدل کردن .
بلی زیاد حرف می زنیم ، زیاد می نالیم ، زیاد شکایت میکنیم ولی...
ولی صبح زود با برآمدن آفتاب پوست موز خود را بر سنگ فرش های خیابون می اندازیم!!!!!!

گروهی از رهگذران در گوشه ای از خیابون گرداگرد هم ایستاده اند ، درست در مرکز این دایره رهگذری را تا نیمه در خاک فرو برده اند . یکی از رهگذران خم میشود – سنگی از زمین بر میدارد به سنگ نگاهی می اندازد ، سنگ اشک ریزان ، آب دهنش را بر صورت رهگذر می اندازد ، ولی دل سخت تر از سنگ رهگذر حتی خراشی بر نمی دارد . با چهره ای بسان مشهورترین افراد سنگ را به طرف رهگذر مدفون شده پرتاب میکند ، دیگر رهگذران نیز به دنبالش.
رهگذر غرق در خون درد کشان می نگرد ، آه میکشد و ناله کنان فرو میریزد.
تو خیابون واژه جرم نیز چون دیگر واژه های خوب و بد در باتلاق کثافات دفن گشته


زنی هستم ساکن یکی از تاریکترین خیابون ها بنام خیابون ایران ، خیابونی که دیر زمانی است رنگ روشنایی رو به خود ندیده و رهگذران آن سالهاست در آرزوی دیدن نور هستند.
با خود خلوت کرده بودم و داشتم لغت نامه ای را ورق می زدم ، دوست داشتم بهتر معنی برخی کلمات که ذهنم را آزار می داد پیدا کنم .
اول از همه رفتم سراغ حرف « ح » ، می خواستم معنی کلمه حق را بفهمم ، این طور نوشته بود :
حق : آنچه که در رابطه با رفتار و برخورد رهگذران تعریف می شود و از طرف حکومت چگونگی آن مشخص می شود .
بعد از اون رفتم سراغ حرف « ز » تا ببینم زن یعنی چه ؟ این طور نوشته بود :
زن : [ ر.ج ] به مرد
پس رفتم و مرد را پیدا کردم :
مرد : دسته ای از رهگذران که بیشترین حق ، آنچه که حکومت تعریف می کند شامل این دسته می شود و می توانند از دسته دیگر یعنی زنان که کمتر نیمی از این حقوق را شامل میشوند برای اهداف خود بهره برداری کنند ، مرد اینجا می شود سالار و زن برای ارضای مرد و وسیله ای برای تولید نسل .
-این لغت نامه بیشتر به کتاب قانون شبیه بود-
ولی خارج از این تعاریف همه چیز در خیابان به خوبی مشهود است ، ما زنان در اولین مسائل خود نیز حق انتخاب نداریم حتی نوع لباس ، بله نوع لباس را نیز حکومت برایمان تعریف میکند تا نکند کم بودن آن موجب تحریک مردان و ترویج فساد در خیابون پر شده از گندی و فحشای ما بشود . زن باید خانه نشینی باشد تا در خستگی مرد فراهم کننده ی نیاز های او باشد . بیرون از این خرابه سخن نگوید تا دیگر مرد صدایش را نشنود و به طور کلی لال شود ، چرا که نیازش را حکومت بهتر میداند !!!
البته این روزها مردان نیز صدایشان درآمده ، آنها نیز زیر فشار قرار گرفته اند ، چارچوب حقوقی آنها نیز مشخص گردیده .
هر دو دسته رهگذران وقتی خواهان حقوق واقعی خود باشند نه آن چیزی که در این لغت نامه خواندیم و حکومت دلش می خواهد ، به عنوان برهم زنندگان امنیت خیابون همیشه نا امن ، به شدید ترین شکل ممکن مجازات می شوند تا دیگر از این افکار به ذهن سرشار از امیدشان خطور نکند .
خیابون ایران را خیلی وقته به این حال و روز در آورده اند ... شما نوری می بینید ؟

تولد برای رهگذران اجباری است از طرف دیگر رهگذر
کودکی برای اینان سر آغاز سر مشقی ست که باید انجام دهند .
گذران زندگی یعنی انجام تکلیف .
مرگ برای اینان خط زدن تکلیف ، ولی جای نمره زیر آن خالی است.
فکر نکنم به پوچی و هیچ بودن بتوان حتی نمره صفر داد !!!